"impossible
desire"
in this chaotic world
the earth is an uneven path
from these should
and shouldn’ts
from these to be’s
and not to be’s
the repetition of days
the meaningful feelings
the passage of a lonely girl
from this poisonous song
this sinful heart
the earth returned from the sky
and suddenly
the buds blossomed
in those flowers I saw a heart
a melancholy heart
a bloody and faded heart
in that chaos I guess
I saw his color
written by: samira nozari

نوشته شده توسط samira nozari در
2013/4/20
معرفی مجموعه شعر سمیرا نوزری در بخش ادبیات جهان در مجله ادبی شمال ایران - هجوم
http://www.hojum.com/index.php?option=com_content&task=view&id=671&Itemid=47

نوشته شده توسط samira nozari در
2012/5/20
دومین مجموعه شعر سمیرا نوزری به انگلیسی منتشر شد

نوشته شده توسط samira nozari در
2012/2/25
معرفی دومین مجموعه شعر سمیرا نوزری در نشریه تخصصی شعر یانوس
http://yanoos.net/blogs/view/post/?blog=book&postid=1312

نوشته شده توسط samira nozari در
2011/12/11
" تولدم را تنهایم " در نشر فروغ
http://www.foroughbook.com/html-files/navigationsfiles/sheer-1.html

نوشته شده توسط samira nozari در
2011/12/11
معرفی دومین مجموعه شعر سمیرا نوزری در انجمن شاعران ایران
http://www.poetry.ir/archives/002987.php#more

نوشته شده توسط samira nozari در
2011/12/11
مصاحبه با خبرگزاري كتاب ايران - ايبنا
http://www.ibna.ir/vdce7x8zxjh8wvi.b9bj.html

سرودههای نوزری به زبان انگلیسی منتشر شد
19 آذر 1390 ساعت 9:35

دومین مجموعه شعر سمیرا نوزری به زبان انگلیسی و با عنوان «Lonely Birthday» از سوی نشر فرادید منتشر شد. این دفتر در حقیقت بازسرایی مجدد از اشعار نخستین دفتر این شاعر با عنوان «تولدم را تنهایم» است.
نوزری به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، گفت: این مجموعه در برگیرنده 38 قطعه شعر سروده شده در قالب سپید و به زبان انگلیسی است.
وی درباره فضای شعرهای این مجموعه ادامه داد: فضای این سرودهها، فضایی تاریک و اندوهگین است. تصاویر ارایه شده در کتاب، از شاعر انسانی دلتنگ ترسیم میکنند که تشنه پرواز است.
این شاعر توضیح داد: به عبارت دیگر این انسان در این اشعار میخواهد در فرصت اندکی که دارد از جنس درخت، آب و سنگ باشد. دلیل دیگر دلتنگی من به عنوان شاعر که در این کتاب با آن روبهرو هستیم، نبودن نور و روشنایی است. این دلتنگی در قطعه شعر «A new light» دیده میشود و به نظرم در قطعه «Blue Nostalgia» به اوج خود میرسد.
وی ادامه داد: زبان قطعههای این کتاب گرچه تلخند، اما حکایت از انسانی دارند که به آینده بشر میاندیشد. به عبارت دیگر استفاده از عناصر طبیعت در این اشعار تنها برای زیبا کردن شعرها نبوده، بلکه برای بیان مضامین و اندیشههای مدنظر من بوده است.
نوزری در پایان درباره مضامین شعریاش در این مجموعه افزود: مضامین شعری بهکار رفته در این اشعار اغلب مضامین اجتماعی اند و آنچه آنها را پررنگتر میکند، واقعیتهای تلخ اجتماعی اند.
دومین مجموعه شعر نوزری مقدمهای درباره این شاعر را شامل میشود. در ادامه 37 قطعه شعر با عنوانهایی چون «sorrow» ،«tears» ،«lonely» ،«shadow» ،«sleep» ،«I and crow» و «stranger» آمده اند.
دفتر نخست نوزری 26 قطعه شعر سپید و 10 قطعه نثر ادبی را شامل میشد. در این دفتر که بازسرایی مجدد از اشعار آن مجموعه به زبان انگلیسی است، قطعات منثور به صورت منظوم به انگلیسی برگردانده شدهاند.
نمونه شعری از این مجموعه با عنوان «color»:
I look at the words on the
paper
Stranger and incomprehensible
And multicolored mechanical
Days
I become full of nothingness
I color myself
Not it feel the pain
سمیرا نوزری متولد سال 1361 و فارغالتحصیل رشته مهندسی شیمی پلیمر است. نخستین دفتر شعر او سال گذشته با عنوان «تولدم را تنهایم» از سوی نشر فرادید منتشر شد.
مجموعه شعر « Lonely Birthday» در 84 صفحه و شمارگان هزار نسخه از سوی نشر فرادید منتشر و راهی بازار کتاب شد.
کد مطلب : 123803
آدرس مطلب: http://www.ibna.ir/vdce7x8zxjh8wvi.b9bj.html
خبرگزاری کتاب ايران (IBNA)
http://www.ibna.ir


نوشته شده توسط samira nozari در
2011/12/11
" بیست و هفت سالگی "
پای رفتنم مدتی است که کند شده است
من که برای جاده خلق شده ام بی تاب می شوم
بی وزنی را حس می کنم
غمی مبهم در لحظه ها جاری است
برکت روزهای آبی را که مرور می کنم با خود می گویم
افسوس که زود گذشتند
من که خلق شده ام تا خط بطلان بر ناتوانی ها بکشم
چه ناتوانم اکنون
چه ناتوان .
سالها شتابان می گذرند
فصلهای خاکستری از راه می رسند
در پس شبها پنهان می شوم
بیست و هفت فصل است که در شب زندگی می کنم
و چنان از تاریکی پر می شوم که معنای روز را نمی بینم
حقیقتهای یاس آور هستی را سیر می نوشم
کودکانه لبخندها را فرو می خورم
تا در زمانی متعالی
لبخند واقعی را نثار تقدیر نیامده کنم
نگاه استوار کوهها که تنها مامن آرامشم بود
مرا مژده می دهد
که باد شمال در هر وزش خود
نسیم خوشبختی را برایم هدیه خواهد آورد
سکوت از چشمانم سر ریز می شود
لبهایم خموشی را با یک اشک فریاد می زنند
تا آه از درونم بجوشد
در یک تلخی بزرگ گم شده ام
قطره ای سرد بر گونه ام نقش بسته است
زن چه تنهاست
و معنای مونث در تار و پود جانش رخنه کرده است
چقدر دلم می خواهد که این تار و پود را پاره کنم
به فراتر از زن برسم
به فراتر از مرد برسم
به جایگاهی که جنسیت رنگ ببازد
و انسانیت پر رنگ شود
صدای یک آهنگ بی معنا روحم را خدشه دار می کند
و اندیشه هایم متوقف می شود

نوشته شده توسط samira nozari در
2011/8/9
شعری از سمیرا نوزری در نشریه تخصصی شعر یانوس
http://www.yanoos.net/blogs/view/post/?blog=book&postid=1226

نوشته شده توسط samira nozari در
2011/8/6
" آوای حقیقت "
چکمه های استبداد بیرحمند
و بیگناهان محکوم
کشتار که آغاز شد
چهره های بیرحم
خود را در سایه نقاب پاک تو مخفی می کنند
تو اما لبخند بر لب
در هوایی که هنوز مسموم از بدی هاست
در شهری که از آن صدای گلوله می آید
امید شکفتن داری
چاپ شده در سال ۱۳۸۹

نوشته شده توسط samira nozari در
2011/7/26 |
شعری از سمیرا نوزری در والس ادبی
http://www.valselit.com/article.aspx?id=1994

نوشته شده توسط samira nozari در
2011/7/22
after many a journey and
sailing past the rise and fall of
the waves in this tempestuous sea
I wish to
drop anchor by your side
furl sails
let go of oar
release wheel
land in the solitude of your anchorage
and dwell by you
find your arms anew
the earth's steadiness
under my foot
By : Margot Bickel

نوشته شده توسط samira nozari در
2011/5/29
معرفی " تولدم را تنهایم " در سایت وازنا
http://www.vazna.ir/?p=2402

نوشته شده توسط samira nozari در
2010/10/24
" تنها "
من آن طفل کوچک دیروزم
که در ازدحام نگاههای نامانوس دیوار گم می شود
و دستانش در آرزوی یک بوسه می میرد
خاطرات هستی ام
در کیسه های زباله
مرا با خود دفن می کنند
ساقه های خشک تجربه
در نگاه مرطوبم می شکنند
من فصلها را باختم
آنگاه بهار
بهار همیشه سبز
عقیم شد
برگهای زرد ریشه دار گشتند
زمستان بارور شد
و مرگ در زیر پوستم نفس کشید
قلبم سرد شد
دریافتم که در اتاق کوچکم
با وسعت دنیایم
همچنان تنها خواهم ماند

نوشته شده توسط samira nozari در
2010/9/5 |
معرفی " تولدم را تنهایم " در دینگ دانگ - نخستین رسانه تخصصی شعر آزاد نیمایی
http://www.dingdaang.com/article.aspx?id=838

نوشته شده توسط samira nozari در
2010/8/27
معرفی " تولدم را تنهایم " در انجمن شاعران ایران
http://www.poetry.ir/archives/001836.php

نوشته شده توسط samira nozari در
2010/8/27
مصاحبه با خبرگزاري كتاب ايران - ايبنا
http://www.ibna.ir/vdcgxw9u.ak97u4prra.html

نخستین مجموعه شعر نوزری منتشر شد
29 مرداد 1389 ساعت 10:43
|
| تصویر روی جلد «تولدم را تنهایم» |
نخستین مجموعه شعر سمیرا نوزری با عنوان «تولدم را تنهایم» به تازگی توسط نشر فرادید منتشر و راهی بازار نشر شده است. شعرهای این دفتر در قالب سپید و درباره موضوع هاي اجتماعی و عاطفی سروده شدهاند.
نوزری در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) درباره نخستین مجموعه شعرش گفت: این دفتر دربرگیرنده 26 قطعه شعر سپید و 10 قطعه نثر ادبی است که اغلب آنها طی هشت سال گذشته سروده و یا نوشته شدهاند.
وی در ادامه توضیح داد: عنصر حرکت بیش از هر عنصر دیگری در شعرهای من نمایان است. برای نشان دادن آن نیز از واژهها و نمادهایی چون سفر، رویش، شکفتن و دور شدن استفاده میکنم.
این شاعر افزود: فاصله زیادی که میان انسانهای امروز وجود دارد دیگر موضوعی است که در شعرهایم به آن میپردازم. همچنین این شعرها بیشتر دغدغههای عاطفی و اجتماعی منرا بیان میکنند.
وی درباره انگیزهاش از انتشار این مجموعه شعر گفت: در میان گذاشتن اندیشهها و حرفهایم با مخاطبان شعر، ارتباط برقرار کردن با آنها و طی مسیری که در آن پا گذاشتهام، مهمترین اهداف من در چاپ این مجموعه شعر بودهاند.
نوزری ادامه داد: به بیان دیگر چاپ این دفتر سرآغازی برای فعالیت جدیتر من در حوزه شعر به حساب میآید و سعی دارم در این مسیر کارهای بهتر و برتری را به مخاطبانم ارائه کنم.
وی نخستین داستان کوتاهش را در 14 سالگی نوشته اما از سن 18 سالگی بهطور جدی شعر را دنبال کرده است.
این شاعر یادآور شد: در طول این دوران در کارگاههای شعر شرکت نمیکردم اما همواره مجموعه آثار شاعران کلاسیک و شاعران پیشرو شعر نو به ویژه در سبک نیمایی را مطالعه کردهام. مطالعه این آثار در نشان دادن مسیر و هموار کردن آن برای من بسیار موثر بود.
سمیرا نوزری متولد 1361 است. نخستین مجموعه شعر او با عنوان «تولدم را تنهایم» در شمارگان 1000 نسخه و قیمت 2000 تومان به تازگی توسط نشر فرادید منتشر و راهی بازار نشر شده است.
کد مطلب: 78372
آدرس مطلب: http://www.ibna.ir/vdcgxw9u.ak97u4prra.html
خبرگزاری کتاب ايران (IBNA)
http://www.ibna.ir

نوشته شده توسط samira nozari در
2010/8/21
گزارش خبر گزاري ايسنا از رونمايي كتاب شعر " تولدم را تنهايم "
http://isna.ir/Isna/NewsView.aspx?ID=News-1556394&Lang=P
|
كتاب «تولدم را تنهايم» سميرا نوزري بررسي شد

|
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب 1389/03/23 06-13-2010 12:24:33 8903-13938: كد خبر
| | |
|
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب
نشست نقد و بررسي كتاب «تولدم را تنهايم» اثر سميرا نوزري در تالار ناصري خانه هنرمندان برگزار شد.
به گزارش بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مهدي عاطف راد - شاعر و نويسنده - در معرفي اين کتاب گفت: کتاب «تولدم را تنهايم» که در اوايل خردادماه امسال منتشر شده، دربرگيرندهي يک ديباچه، 26 سروده و 10 قطعه نثر با عنوان «گفتوگوهاي من با دلم» است. بهجز يک قطعه، بقيهي قطعات منتشرشده در کتاب کوتاهاند؛ به طوري که ميانگين تعداد سطرهاي آنها حدود 12 سطر است. از 26 قطعهي منتشرشده در اين کتاب، چهار قطعه موزون و بقيه منثورند. ويژگي مشترک قطعات موزون هم اين است که همگي از سطرهاي کوتاه ساخته شدهاند. ولي قطعههاي منثور اينگونه نيستند و از ترکيب سطرهاي کوتاه و بلند تشکيل شدهاند.
او در ادامه گفت: عنصر حرکت و پويش از عناصر اصلي قطعههاي منتشرشده در کتاب «تولدم را تنهايم» است. اين عنصر در اغلب قطعات کتاب با نمادهايي چون سفر، مسافر، جاده، پرنده، پرواز، شکفتن و رويش حضوري چشمگير دارد و نشاندهندهي اين واقعيت است که زندگي بدون تکاپو و تحرک و پويايي براي سميرا نوزري در مقام اهل قلم معنا ندارد.
عاطف راد عنوان كرد: تصويرهاي ارائهشده در قطعههاي کتاب «تولدم را تنهايم» از نوزري انساني دلتنگ و اندوهگين ترسيم ميکند. ولي چه عاملهايي باعث دلتنگي و اندوه او ميشود؟ يکي از اين عاملها فاصلهي بين آدمهاست که ميوهي تلخ آن تنهايي است، روييده بر درخت خزانزدهي غربت و هنگامهي وحشتناکي به وجود آورده که درخت در آن ميميرد و کوه ميشکند. مايهي ديگر دلتنگي او سپري شدن زمان و از دست رفتن لحظههاي عمر است.
اين شاعر ادامه داد: دلتنگي سميرا نوزري تنها در ذهنيت و حس فردي او ريشه ندارد؛ بلکه در واقعيتهاي تلخ اجتماعي هم ريشه دارد. نابودي طبيعت سرسبز به دست انسان و سرکشيدن برجها و آسمانخراشها به جاي باغچههاي پژمرده و کوچهباغهاي مرده و جنگلهايي که سبزي خود را از دست دادهاند و درختاني که در غبار گم شدهاند، او را بهشدت دلتنگ ميکند.
وي افزود: با تمام اين دلتنگيها، سرودههاي نوزري از اميد به آيندهاي روشن و شکوفا نيز بيبهره نيست، و اگرچه بهندرت اما کورسوي اميد در گوشه و کنار آن ميدرخشد.
عاطف راد در پايان گفت: کتاب «تولدم را تنهايم» بهعنوان نخستين کتاب منتشرشده از سميرا نوزري، نقطهي شروعي اميدبخش است.
اصلان قزللو - شاعر و منتقد ادبيات - نيز در سخناني عنوان كرد: از 26 شعر کتاب، بسياري تصويرهاي تاريک دارند: آرزوهاي محال، اندوه، نگاهي در آينه، دعوت و... . دو سه تايي، نگاهشان خاکستري است؛ «نوري جديد» که ميخواهد جهان را بار ديگر بنا کند. دو شعر هم رو به روشنياند: «آواي حقيقت» که ميخواهد در شهر پرفرياد گلوله بشکفد و «رهايي». اين تصويرهاي سياه شايد بيشتر تحت تأثير ذهن جوان شاعر باشد.
او افزود: اگرچه شاعر پشت به روشني کرده و سياهي چشمهايش را پر کرده است؛ اما مخاطب ميپرسد: هميشه چنين خواهد ماند؟ و صدايي را ميشنود که: «چنان نماند و چنين نيز هم نخواهد ماند». اين جهان مرده در ديار شب است که با چشمهاي خورشيد دوباره زنده خواهد شد. شايد در زاويهي ناپيداي اين متن نجوايي يا کورسويي به گوش و چشم آيد. اگر قفس هست و پرنده، آسمان هست و پرواز. اگر چرخيدن و چرخيدن است، قوهي گريز از مرکز هم هست که سيارهاي تازه از آن زاده شود.
همچنين بهروز مبصري - عضو هيأت مديره پژوهشگران و نويسندگان خانه موسيقي - عنوان كرد: در مجموعه شعر «تولدم را تنهايم» به عنوان اولين كار سميرا نوزري كه از نگاه لطيف زنانه برخوردار است، نوعي غم و تنهايي وجود دارد كه مربوط به نگاه اين فرد نسبت به معرفتشناسي جهان هستي است و به عنوان اولين قدم شاعر، روزنهي اميد در شعرهاي وي هويداست.
او در ادامه به بررسي اجمالي شعرهاي اين شاعر پرداخت.
در پايان اين نشست كه با اجراي الهام كريمي همراه بود، نوزري به شعرخواني پرداخت.
سميرا نوزري متولد ارديبهشت سال 1361 است و در رشته مهندسي شيمي - پليمر فارغالتحصيل شده است.
انتهاي پيام
كد خبر: 8903-13938 |
|
| |
|

نوشته شده توسط samira nozari در
2010/8/21
" درد ِ بودن "
شهر موذی
با پنجره های حصاردارش مرده است
در حالتی مسخ تر از دیشب
در پشت این شهر بی روح تر از خودم
به تردید رسیده ام
زمین سرد است و بی شکل
نبض زندگی نمی زند
خورشید نمی تابد
دریا دور می شود
وزن حرکت سنگین می شود
وزن معصومیت سنگین می شود
و دوباره
درد ِ بودن تازه می شود

نوشته شده توسط samira nozari در
2010/7/26 |